الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )

51

مواعظ ( فارسى )

خدا اگر در تمام روى زمين براى من ملجائى نماند البتّه با او بيعت ننمايم ، آيا مرا به مرگ مىترسانيد ، من از مرگ باكى ندارم ! . و آن حضرت به اين اشعار تمثّل مىجست : سأمضي فما بالموت عار على الفتى * إذا ما نوى خيرا « 1 » و جاهد مسلما و واسى « 2 » رجالا صالحين بنفسه * و خالف مثبورا و فارق مجرما فإن عشت لم أندم و إن متّ لم الم * كفى بك ذلّا أن تعيش و ترغما « 3 » و آن حضرت براى احياى دين خدا تن به مرگ داد و براى كشته شدن بيرون آمد ، چنان كه در مدينه به أمّ سلمه فرمود ، و در مكّه به * * * فرمود و خطبه خواند و اصحابش را خبر از آن داد . وقتى كه از مدينه بيرون آمد از جادهء اعظم

--> ( 1 ) - در غالب مصادر : « حقّا » آمده است . ( 2 ) - در مصدر : « و آسى الرّجال » . ( 3 ) - البحار : 45 / 238 . و كامل الزّيارات : باب 29 / ح 9 . يعنى : « من از اين راه مىروم و جوانمرد را از مردن با سرفرازى ننگ نيست ، جوانمردى كه داراى حسن نيّت باشد و در راه جهاد روح اسلام را از دست ندهد و جان خود را در راه يارى و همراهى با مردان نيك دريغ ندارد و از فرومايگان كناره‌گيرى كند و با نابكاران به يك راه نرود ، در اين صورت اگر زنده بمانم پشيمانى نخواهم داشت و اگر در اين راه جان سپردم ملامتى بر من نخواهد بود ، در زبونى و فرومايگى تو همين بس كه زنده باشى و خوارى بكشى » .